تبليغاتX
جستجوی دامنه رایگان .ir

سلام رفقا بی مقدمه بگم سرم خیلی شلوغ بود دنبال یه فرصتم این وب رو ارتقابدم.

فقط محض اطلاع بگمخدا رو شکر امسال ۲۶ نفر از بچه ها رتبه ی زیر هزار آوردن و ۲ نفر هم بدون کنکور حقوق علامه قبول شدند//علی دواتگران و مهدی مهدوی زاهد//

منم فقه و حقوق دانشگاه تهران قبول شدم

اما مطلب اصلی اینکه:از دوستان چه راستی و چه چپی تقاضا میکنم به وب جدیدم که به دلیل نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری ساخته شده سر بزنند و نظر و نقد و بررسی خود رو به من هدیه کنند

اصولگرا1404

+ نوشته شده توسط شاهین سپهری در یکشنبه چهاردهم مهر 1387 و ساعت 10:49 |

سلام علیکم

بدینوسیله ایام فاطمیه و شهادت حضرت زهرا (س) را خدمت تمامی شیعیان راستین اهل بیت تسلیت عرض می نمایم .

 

"کاش از قلبم به قبرت راه داشت       کاش زهرا هم زیارتگاه داشت "

دوستان عزیز چه مصیبتی بالا تر از اینکه یک عده خائن و طن فروش آبروی مملکت و کشور ونظام اسلامی را بردند.

به راستی تعبیر شما از سخنان آقای خاتمی در جمع مردم گیلان چه می تواند باشد.

آقای خاتمی با چه سندی و به چه دلیلی اتهام حضور ایران در درگیری های فلسطین و لبنان را به نظام اسلامی وارد می کند .

ایشان چه منصب دولتی دارد که سفر استانی برگزار می کند و علیه نظام و وجهه ی ایران مطالب بی پایه مطرح می کند. به راستی چه نهادی وظیفه ی پیگیری سخنان بی پایه را دارد.

اینجوری باشه هر کی بیاید هر چی می خواهد بگه.

سخنان اخیر خاتمی اعتراض جمعی از نمایندگان خدوم مجلس را نیز در بر داشت.

پیشنهاد می کنم به ادامه ی مطالب رجوع کنید 

با تشکر از " حزب الله می رزمد "


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شاهین سپهری در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:30 |

 

خون موج می زند به بلندای آینه

 

عشق آب می شود به تماشای آینه

 

"قَدْ شاءَ اَن یَراکَ قَتیلاً" به خون نوشت

 

در ذهن تشنه ی گل شیدای آینه

 

طغیان نمود از آتش آن تک سوار سرخ

 

صد شعله ی مشعشع گیرای آینه

 

جاریست در گلوی جهان تا به این زمان

 

سیلاب خون ز چشمه ی سقّای آینه

 

روح حماسه ی عطش خوب مشرقی

 

جاری شد از شریعه ی مولای آینه

 

زانجا گذر نمود و به بهمن رسید و باز...

                                                         ...  برگی نوین زصفحه ی زیبای آینه

 

                                                              شاعر : شاهین سپهری

+ نوشته شده توسط شاهین سپهری در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 20:17 |

آقا دیگه شرمنده الان وقت آپلود کردن ندارم اینارم از تو سایت مدرسه کش رفتم اینا باشه تا بعدا

+ نوشته شده توسط شاهین سپهری در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 و ساعت 21:32 |

 

چشمم از روح شررهای لبت دلگیر است

 

اکثرا چشم ز لبهای تو در تسخیر است

 

تب احساس تو گل می کند و می میرد

 

دل تنگی که ز دل،سنگی تو تکفیر است

 

می زنی جام غزل های مرا می ریزی

 

غافل از آنکه غزل با نفست در گیر است

 

می وزیدی ز فراسوی عطش چرخ زنان

 

هفت پشت عطش از هرم تنت تبخیر است

 

آوخ افسوس ز چشمان زلالت ، افسوس

طبق معمول نگاهت به تنم شمشیر است

 

 

۱-"هیچکس نیمه ی پنهان مرا درک نکرد"

           این جزای دل دیوانه ی در زنجیر است 

۱- الهامی از قربان ولیئی        

شاعر : شاهین سپهری

+ نوشته شده توسط شاهین سپهری در جمعه دوم فروردین 1387 و ساعت 23:32 |

مستانه ی شراب خمار تو می شوم

حیران در انتظار بهار تو می شوم

 

قاتل حضورت آتش معشوق می شود

قربانی دوباره ی دار تو می شوم

 

لرزانده هاله ی شررت شانه های شعر

زین پس به جای شعر شرار تو می شوم

 

تردید چشم های تورا عشق رد زد و

چرخید و گفت آینه دار تو می شوم

 

هان از کدام پنجره مسحور کرده ای

روح مرا که حبس حصار تو می شوم ؟

 

از لابه لای سرخ ترین خون شکفته ای

هر جمعه بی شکیب قرار تو می شوم

 

 

                                                                                شاعر : شاهین سپهری

+ نوشته شده توسط شاهین سپهری در جمعه دوم فروردین 1387 و ساعت 23:20 |

جاده ای که هیچ کس به ما از آن نمی رسد

رد پای عاشقان به آسمان نمی رسد

اشک سرخ عاشقان به خاک آن نمی چکد

های های گریه ها به ناودان نمی رسد

جاده ای که بویی از هبوط عشق می دهد

عشق ما که لحظه ای به بیکران نمی رسد

سطر سطر مبهم تمام قصه ها تویی

انتظار مبهمی که ناگهان نمی رسد

+ نوشته شده توسط شاهین سپهری در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 و ساعت 15:59 |

بسمه تعالی

 

 

ققنوس شب حیرت در آتش روحانی است

 

هنگامه ی دیدارت ؛دل در تب حیرانی است

 

فریاد زدم صد بار ، این با صدویک بار

 

دل مشتعل از عشقت، عشق آتش پنهانی است

 

روح از نفست جا ماند، او معنی ِ.... نه، بگذر

 

بگذار نگویم من او غمزه ی عرفانی است

 

در بند غزلهایم افشای تو مکروه است

 

آنک که تو در اوجی ،بند غزلم فانی است

 

در شعبده ی چشمت، ذرّات شرر گل زد

 

پی بردم از این حالت در چشم تو یک مانی است

 

 رفتی گل سرخی را از آتش چشمانت

 

طرحی زدم احساسی کز فکر تو بارانی است

 

شاهین سپهری    

 

+ نوشته شده توسط شاهین سپهری در دوشنبه بیستم اسفند 1386 و ساعت 22:18 |

  قیصر پرید از قفس زندگی چه تلخ                    

  ما مانده ایم و هجمه ی تقصیر ها قطار

قطار

 

می رفت سوی جاده ی تقدیر ها قطار

 

می سوخت در چکاچک شمشیر ها قطار

 

می ریخت جرعه جرعه شرابی به شکل شطح

 

در ساغر معلق تفسیر ها ، ....قطار

 

هر روز می گذشت از این ایستگاه کور

 

می رفت در تلاطم زنجیر ها، قطار

 

رد می شد از سکون کزایی قرن بیست

 

پل می زد از حوالی تأثیر ها قطار

 

آنجا حضور شعر به خود می رسید و بعد

 

می چید حس از آیه ی تعبیر ها قطار

 

 

امروز از این گذر نگذشت او ولی گذشت

 

در ذهن کوچکم همه تصویر ها قطار

 

 

 

 

شاعر : شاهین سپهری

+ نوشته شده توسط شاهین سپهری در دوشنبه بیستم اسفند 1386 و ساعت 22:12 |
 
+ نوشته شده توسط شاهین سپهری در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 21:51 |


Powered By
BLOGFA.COM